دونالد ترامپ و آینده ناتو

توسط: مرکز مطالعات استراتژيک و منطقوی

یادآوری: نسخۀ PDF این تحلیل را از اینجا دانلود نمایید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آنچه درین شماره می‌خوانید:

  • دونالد ترامپ و آینده ناتو
  • نگاهی به روابط ایالات متحده و ناتو پیش از ریاست‌جمهوری ترامپ
  • تغییرات سیاست خارجی ایالات متحده در دوره ترامپ و تأثیر آن بر ناتو
  • بررسی مواضع ترامپ در خصوص مواجهه ناتو به تهدیدات جهانی
  • واکنش کشور‎های عضو ناتو به سیاست‌های ترامپ و تأثیرات آن بر امنیت جهانی
  • نتائج احتمالی خروج یا کاهش نقش ایالات متحده از ناتو
  • تأثیرات آن بر افغانستان
  • نتیجه‌گیری
  • منابع

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقدمه

سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) که در تاریخ ۴ اپریل سال ۱۹۴۹ تأسیس شد، یک اتحاد نظامی است که به منظور تضمین امنیت جمعی کشور‎های عضو در برابر تهدیدات خارجی، به خصوص در دوران جنگ سرد، تشکیل گردید. این سازمان با هدف تقویت همکاری‌های دفاعی و پیشگیری از تهاجم خارجی به کشور‎های اروپایی و امریکای شمالی، اساس‌نامه خود را بر پایه اصل «دفاع مشترک» پایه‌گذاری کرد که بر اساس آن، هر گونه حمله به یکی از اعضا به معنای حمله به تمام اعضای ناتو است. در ابتدا، ناتو شامل ۱۲ کشور بنیان‌گذار از جمله ایالات متحده، کانادا، بریتانیا، فرانسه و کشور‎های غربی اروپایی بود. با گذشت زمان، ناتو گسترش یافته و در حال حاضر ۳۲ کشور عضو دارد.[1] این ائتلاف در طول تاریخ و با توجه به تحولات جهانی، فعالیت‌های خود را در بخش امنیتی گسترش داده و مبارزه با تهدیدات جدیدی مانند مدیریت بحران، حفظ صلح‌، مبارزه با تروریسم و مقابله با تسلیحات کشتار جمعی را در دستور کار خود قرار داده است. با این حال، ناتو با چالش‌های مختلفی از جمله اختلافات داخلی، افزایش هزینه‌های دفاعی، و نگرانی‌هایی از نقش امریکا در تصمیم‌گیری‌های کلیدی، روبه‌رو بوده و در برخی موارد با انتقادهایی از سوی کشور‎های غیرعضو و حتی برخی از اعضای خود مواجه شده است. باوجود این چالش‌ها، ناتو من‎حیث یکی از مهم‌ترین نهادهای امنیتی و دفاعی در سطح جهانی تاکنون باقی مانده است.

روابط ایالات متحده و ناتو از بدو تأسیس تا به امروز نقش مهمی در سیاست خارجی امریکا ایفا کرده است. در دوران جنگ سرد و پس از آن، ایالات متحده به عنوان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده مالی و نظامی، از محوری‌ترین نقش برخوردار بوده است. دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ چه در دور اول و چه اکنون تحولاتی جدی در روابط امریکا با ناتو را به همراه داشته و موجب شکاف‎های در میان اعضای ناتو به خصوص با برخی کشور‎های اروپایی شده است.

در این نوشته به بررسی روابط ایالات متحده و ناتو قبل از ریاست جمهوری ترامپ، تحولات سیاست خارجی امریکا در دوره ترامپ وتأثیرات آن برناتو، همچنین مواضع ترامپ در مواجهه با تهدیدات جهانی، واکنش کشور‎ های عضو ناتو به سیاست‎های ترامپ، پیامدهای احتمالی خروج یا کاهش نقش ایالات متحده در ناتو  و تأثیرات آن بر افغانستان پرداخته می‎شود.

نگاهی به روابط ایالات متحده و ناتو پیش از ریاست‌جمهوری ترامپ

روابط ایالات متحده و ناتو پیش از ریاست‌جمهوری ترامپ همواره بر پایه تعهدات امنیتی و همکاری‌های چندجانبه استوار بوده است. از بدو تأسیس، ایالات متحده نقش کلیدی در این ائتلاف ایفا کرده و به عنوان یکی از بنیان‌گذاران و بزرگ‌ترین حامی مالی و نظامی ناتو شناخته شده است که طبق ترتیب تقسیم هزینه آخرین آمار حدود 15.881 فیصد بودجه ناتو را امریکا پرداخت می‎کند.[2] در دوران جنگ سرد، ناتو به عنوان یک ابزار استراتژیک برای مقابله با تهدیدات اتحاد جماهیر شوروی سابق عمل کرد و ایالات متحده با ارائه منابع مالی و نظامی گسترده، نقش رهبری خود را در این ائتلاف تثبیت نمود. پس از فروپاشی شوروی، ناتو به تدریج به سمت مقابله با تهدیدات نوظهور مانند “ تروریسم “ و جنگ‌های سایبری حرکت کرد و ایالات متحده همچنان به عنوان ستون اصلی این ائتلاف باقی ماند، هرچند که اختلافات میان اعضا در خصوص نحوه تقسیم هزینه‌ها و مسئولیت‌ها به تدریج نمایان می‎شد.

در دوران ریاست‌جمهوری بارک اوباما و پیش از آن، ضمن عدم علنی ساختن خروج امریکا از ناتو، سیاست ایالات متحده در قبال ناتو بر همکاری‌های چندجانبه و تقویت دیپلماسی متمرکز بود. اوباما تلاش کرد تا روابط میان اعضای ناتو را تقویت کند و بر اهمیت همکاری‌های مشترک در مقابله با تهدیدات جهانی تأکید داشت. با این حال، انتقادات از کشور‎های اروپایی به دلیل عدم تحقق هدف ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی برای هزینه‌های دفاعی همچنان مطرح بود. در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ در دور اول، این انتقادات به اوج خود رسید و ترامپ با تأکید بر سیاست ” امریکا اول”، بارها از کشور‎های عضو ناتو انتقاد کرد که سهم خود را در تأمین هزینه‌های دفاعی به اندازه کافی افزایش نمی‌دهند. او تهدید می‎کرد که در صورت عدم همکاری، ممکن است ایالات متحده تعهدات خود را کاهش دهد یا حتی خروج از ناتو را در نظر بگیرد.[3] این رویکرد باعث ایجاد تنش‌های جدی میان اعضای ناتو شد و شکاف‌هایی در روابط میان ایالات متحده و متحدان اروپایی به وجود آورد. این سیاست‌ها باعث شد که برخی از کشور‎های اروپایی، به ویژه آلمان و فرانسه، احساس کنند که همکاری‌های طولانی‌مدت در ناتو در معرض خطر قرار گرفته است، در حالی که کشور‎های اروپای شرقی که با تهدیدات روسیه مواجه بودند، از این فشارها استقبال کردند.

اما با آمدن جوبایدن به کرسی ریاست جمهوری امریکا، سیاست ایالات متحده در قبال ناتو به سمت بازسازی روابط و تقویت همکاری‌های چندجانبه حرکت کرد. بایدن تلاش کرد تا اعتماد کشور‎های عضو ناتو را جلب کند و بر اهمیت اتحاد و همبستگی در مقابله با تهدیدات جهانی تأکید داشت. او همچنان تلاش کرد تا اختلافات ناشی از سیاست‌های ترامپ در دور اول ریاست جمهوری اش را کاهش دهد و روابط میان ایالات متحده و متحدان اروپایی را بهبود بخشد. در حالیکه، چالش‌های مربوط به تقسیم هزینه‌ها و مسئولیت‌ها همچنان پابرجاماند و ناتو با تهدیدات نوظهور مانند جنگ‌های سایبری و رقابت‌های ژئوپلیتیکی مواجه گردید تا که ترامپ دوباره به قدرت رسید.

تغییرات سیاست خارجی ایالات متحده در دوره ترامپ و تأثیر آن بر ناتو

در دوره کنونی ترامپ، سیاست‌های او همچنان بر محور “امریکا اول” استوار است، اما با تغییراتی در رویکرد و اولویت‌ها همراه می‎باشد. ترامپ تلاش دارد تا روابط خود با کشور‎های عضو ناتو را بهبود بخشد، اما همچنان بر افزایش سهم مالی کشور‎های اروپایی تأکید دارد. تعاملات او با رهبران ناتو در این دوره، اگرچه کمتر تهاجمی به نظر می‌رسد، اما همچنان با فشار برای افزایش بودجه دفاعی همراه است. این تأکیدات باعث شده است که برخی از کشور‎های عضو ناتو به دنبال ایجاد سیاست‌های دفاعی مستقل‌تر باشند و وابستگی خود به ایالات متحده را کاهش دهند. در عین حال، ترامپ تلاش کرده است تا از طریق مذاکرات دیپلماتیک و همکاری‌های نظامی، اعتماد کشور‎های عضو ناتو را جلب کند. با این حال، نگرانی‌ها و انتقادات از سیاست‌های او همچنان پابرجاست و برخی از کشور‎های اروپایی معتقدند که رویکرد ترامپ به ناتو می‌تواند به اتحاد و همبستگی این ائتلاف آسیب برساند.

فشارهای ترامپ تأثیرات گسترده‌ای بر همبستگی و اتحاد در ناتو دارد. از یک سو، برخی از کشور‎های بزرگ مانند آلمان و فرانسه که سهم بالایی از بودجه دفاعی ناتو را تأمین می‌کردند، از این فشارها نگران هستند و بر این باور خواهند شد که اینگونه انتقادات می‌تواند به همکاری‌های طولانی‌مدت درون ناتو آسیب بزند. کشور‎های کوچک‌تر نیز نگرانی‌های مشابهی داشته و از این می‌ترسند که سیاست‌های ترامپ باعث ایجاد شکاف میان اعضای این ائتلاف شود. سیاست‌های ترامپ در خصوص افزایش فشار مالی چون بلند بردن تعرفه‎ها به برخی از اعضای ناتو چالش‌های دیگری نیز ایجاد کرده است که در سطح داخلی و بین‌المللی تأثیرگذار می‎باشند. یکی از پیامدهای این سیاست‌ها، افزایش چندقطبی‌گرایی در رویکردهای امنیتی کشور‎های عضو ناتو است. در حالی که برخی کشور‎ها چون آلمان و فرانسه به دنبال ایجاد یک سیاست دفاعی مستقل اروپایی هستند و از این موضوع به عنوان فرصتی برای کاهش وابستگی به ایالات متحده استفاده خواهند کرد، سایر کشور‎ها چون لهستان و کشور‎های بالتیک تأکید بیشتری بر حضور فعال امریکا در ناتو دارند. این اختلافات باعث شده است که هماهنگی و انسجام سیاست‌های دفاعی در داخل ناتو به چالش کشیده شود. علاوه بر این، فشارهای ترامپ بر بودجه دفاعی ناتو بر روابط دیپلماتیک میان کشور‎های عضو نیز تأثیر گذار می‎باشد. از یک سو، متحدان اروپایی احساس می‎کنند که این انتقادات مداوم از سوی رئیس‌جمهور امریکا نشان‌دهنده عدم قدردانی از تلاش‌های آنان در زمینه امنیت مشترک است. از سوی دیگر، فشارهای مالی ترامپ باعث می‎شود کشور‎هایی که در بحران‌ اقتصادی قرار دارند، احساس کنند که سیاست‌های ناتو منصفانه نیست و فشار مضاعفی را بر آن‌ها وارد می‌کند. این موضوع به ایجاد اختلافات بیشتر در جلسات و مذاکرات ناتو خواهد انجامید.

بررسی مواضع ترامپ در خصوص مواجهه ناتو به تهدیدات جهانی

دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در دور اول با تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های خارجی ایالات متحده همراه بود که تأثیرات عمیقی بر ناتو و نحوه مواجهه این سازمان با تهدیدات جهانی داشت. یکی از جنبه‌های بارز سیاست ترامپ، تأکید وی بر تهدیدات جدید جهانی نظیر روسیه، چین و “ تروریسم “ بود. این تهدیدات، از یک سو نیازمند پاسخ‌های استراتژیک جدید بودند و از سوی دیگر باعث چالش‌هایی در درک و هماهنگی میان متحدان ناتو گردیده بود. ترامپ به‌طور خاص بر مقابله با نفوذ روسیه در اروپا تأکید می‎کرد، اما روابطش با ولادیمیر پوتین و اظهاراتش درباره کاهش تحریم‌ها علیه روسیه، برخی از کشور‎های اروپایی را نگران ساخته بود. در مورد چین، ترامپ با رویکردی متفاوت به تهدیدات اقتصادی و نظامی این کشور پرداخته و تلاش می‎کرد تا ائتلاف‌های جدیدی در منطقه آسیا-اقیانوسیه ایجاد کند، که این سیاست‌ها باعث شد ناتو نیز توجه بیشتری به تهدیدات چین داشته باشد. در زمینه “ تروریسم “، ترامپ بر لزوم مقابله با “گروه‌های ” مانند ” داعش ” و ” القاعده ” تأکید داشت، اما تصمیمات او برای کاهش حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه نگرانی‌هایی را در مورد توانایی ناتو در مقابله با این تهدیدات ایجاد کرد.

این تغییرات در سیاست‌های ترامپ باعث شد ناتو به بازنگری در استراتژی‌های خود بپردازد. تهدیدات روسیه و چین به‌عنوان چالش‌های استراتژیک بلندمدت برجسته شد و این امر ناتو را وادار به تقویت حضور نظامی و همکاری‌های اطلاعاتی در اروپا و آسیا کرد. ناتو به‌ویژه در مواجهه با روسیه به تقویت توانمندی‌های دفاعی خود پرداخت و حضور نظامی در اروپای شرقی را افزایش داد. در مقابل، تهدیدات تروریستی همچنان به‌عنوان یکی از اولویت‌های اصلی ناتو باقی ماند و این سازمان تلاش کرد تا با تقویت همکاری‌های بین‌المللی و افزایش توانمندی‌های ضدتروریستی خود، به این چالش‌ها پاسخ دهد. این تغییرات نه‌تنها ناتو را به بازتعریف استراتژی‌های خود وادار کرد بلکه بر نقش آن در نظام امنیتی جهانی نیز تأثیرگذار بود.

با توجه به تهدیدات جدید جهانی، ناتو در مواجهه با بحران‌ها و تهدیدات مختلف به رویکردهای متفاوتی روی آورد. در خصوص “ تروریسم “، حادثه یازده سپتامبر ۲۰۰۱ یکی از نقاط عطف در تاریخ ناتو به شمار می‌آید که باعث شد ناتو به عنوان یک سازمان نظامی در خارج از اروپا وارد جنگ‌های جهانی علیه ““ تروریسم “ شود. ایالات‌متحده به‌ویژه پس از این حادثه، سیاست «مبارزه با تروریسم  جهانی» را دنبال کرد و ناتو نیز در چارچوب مأموریت‌های خود به حمایت از این سیاست‌ها پرداخت. در این راستا، ناتو ابتدا در افغانستان مسئولیت‌های نظامی و سپس مشاوره‌ای در عراق را به‌عهده گرفت. با این حال، در طول این مسیر اختلافاتی میان ایالات‌متحده و کشور‎های اروپایی ناتو به‌ویژه در زمینه حمله به عراق و سیاست‌های پس از آن به وجود آمد. این اختلافات، به‌ویژه در مواجهه با ظهور داعش، نشان‌دهنده چالش‌های ناتو در هماهنگی کامل با ایالات‌متحده بود.

ناتو همچنین در مواجهه با تهدیدات روسیه، به‌ویژه پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۱۴، به تقویت سیاست‌های دفاعی خود پرداخت. این حمله به اوکراین به‌طور مشخص واکنش ناتو را برانگیخت و موجب شد که ایالات‌متحده بار دیگر به عنوان رهبر برای مقابله با روسیه وارد عمل شود. ناتو، همراه با ایالات‌متحده، حضور نظامی خود را در اروپای شرقی تقویت کرد و همچنین تحریم‌هایی را علیه روسیه اعمال کرد. این تغییرات به‌ویژه پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ شدت بیشتری یافت و ایالات‌متحده علاوه بر تحریم‌های اقتصادی، کمک‌های نظامی زیادی به اوکراین ارائه داد. با این حال، برخی کشور‎های اروپایی از این رویکرد ایالات‌متحده استقبال کردند. اما دیدار افتضاح آمیز دونالد ترامپ در نخستین ماه حکومتش در دور جدید با زلینسکی رئیس جمهور در حال جنگ اوکراین، [4] نه تنها اوکراین را شوکه کرد بلکه اتحاد امریکا و اروپا به خصوص آینده ناتو را با پرسش‎های جدی مواجه کرد.

در نهایت، چین نیز به‌عنوان یک تهدید جهانی جدید برای ایالات‌متحده و ناتو مطرح شد. ترامپ همواره چین را به‌عنوان یکی از تهدیدات اصلی برای جایگاه ایالات‌متحده معرفی کرده است. ترامپ در دور اول و دوم حکومتش با آغاز جنگ تجاری و تحریم‌های اقتصادی علیه چین، سعی کرده تا این کشور را به‌عنوان یک رقیب جهانی از نظر اقتصادی و نظامی مهار کند. با آنکه این رویکرد سیاست خارجی ترامپ باعث شد ناتو نیز توجه بیشتری به تهدیدات چین نشان دهد و در سیاست‌های خود نسبت به آسیا-اقیانوسیه تجدیدنظر کند. در حالی‌که کشور‎های اروپایی به دلیل روابط تجاری گسترده با چین، به خصوص در سال‎های اخیر تمایل کمتری به رویارویی مستقیم با این کشور نشان دادند،[5] ایالات‌متحده همواره تلاش کرده است تا فشارهای دیپلماتیک خود را برای مقابله با نفوذ چین در سطح جهانی افزایش دهد. در این راستا، ناتو تلاش می‎کند تا با توازن میان مقابله با تهدیدات روسیه و چین، سیاست‌های دفاعی خود را بازتعریف کند و نقش مؤثرتری در حفظ امنیت جهانی ایفا نماید.

واکنش کشورهای عضو ناتو به سیاست‌های ترامپ و تأثیرات آن بر امنیت جهانی

سیاست خارجی دونالد ترامپ تأثیرات گسترده‌ای بر روابط ایالات متحده با کشور‎های عضو ناتو دارد. یکی از اقدامات برجسته ترامپ ، درخواست‌های مکرر او از کشور‎های ناتو برای افزایش سهم خود در بودجه دفاعی این سازمان است. این خواسته‌ها به‌ویژه در میان کشور‎های اروپایی با واکنش‌های انتقادی روبه‌رو گردیده است. این کشور‎ها به انتقاد از سیاست‌های ترامپ پرداخته تلاش دارند تا استقلال بیشتری در سیاست‌های دفاعی و امنیتی خود ایجاد کنند. به عنوان مثال، فرانسه و آلمان به همراه دیگر کشور‎های اروپایی، ابتکاراتی مانند “پیمان دفاعی اروپا” را مطرح کردند که هدف آن کاهش وابستگی به ایالات متحده و تقویت همکاری‌های دفاعی درون اروپا می‎باشد. همچنین ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری اش مسئله پیوستن کانادا عضو ناتو به امریکا را مطرح کرد که این از سوی نخست وزیر کانادا به شکل مسخره آمیزی رد شده است. این تحولات نشان‌دهنده تمایل کشور‎های اروپایی به بازنگری در سیاست‌های خود و ایجاد یک سیستم دفاعی مستقل‌تر دارد.

از سوی دیگر، برخی کشور‎های اروپای شرقی نظیر لهستان و کشور‎های حوزه بالتیک از سیاست‌های ترامپ استقبال می‎کنند. این کشور‎ها که نگرانی‌های امنیتی بیشتری نسبت به تهدیدات روسیه دارند، از افزایش حضور نظامی ایالات متحده در منطقه استقبال می‎کنند و آن را به‌عنوان یک تضمین امنیتی مهم تلقی می نمایند. این تفاوت‌های واکنشی میان کشور‎های عضو ناتو، شکاف‌هایی را در این سازمان ترسیم کرده و باعث شده است که کشور‎های اروپایی به‌ویژه در پی بازنگری در سیاست‌های دفاعی خود و تقویت همبستگی درون اروپا باشند.

در زمینه تقویت روابط با هم‌پیمانان خارج از ناتو، ترامپ سیاست‌هایی را در پیش داشته که موجب تقویت همکاری‌های نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک با کشور‎های کلیدی مانند جاپان، کوریای جنوبی و استرالیا می‎شود. این سیاست‌ها که بیشتر در راستای مقابله با تهدیدات چین و کوریای شمالی است، تأثیرات گسترده‌ای بر امنیت جهانی دارد. در این راستا، ایالات متحده با جاپان توافق‌نامه‌های دفاعی امضا کرده است که شامل افزایش حضور نظامی امریکا و تقویت توانایی‌های دفاعی جاپان می‎شود. همچنین در کوریای جنوبی، ترامپ تأکید داشت بر مقابله با تهدیدات کوریای شمالی و همکاری‌های نظامی و اقتصادی میان دو کشور را تقویت کند. استرالیا نیز نقش کلیدی در سیاست‌های ترامپ در منطقه اقیانوسیه ایفا کرده است. این سیاست‌ها تأثیرات قابل توجهی بر ناتو دارد، زیرا تمرکز بیشتر ایالات متحده بر ائتلافات خارج از ناتو باعث نگرانی برخی کشور‎های اروپایی می‎شود که احساس کنند توجه ایالات متحده به ناتو کاهش یافته است. این تغییرات در اولویت‌های استراتژیک ایالات متحده موجب بازنگری کشور‎های عضو ناتو در سیاست‌های دفاعی خود خواهد شد و نقش ایالات متحده در حفظ امنیت جهانی و تقویت روابط با هم‌پیمانان خارج از ناتو را بیش از پیش برجسته می‎کند.

نتائج احتمالی خروج یا کاهش نقش ایالات متحده از ناتو

با توجه به اظهارات و سیاست هایی ترامپ به حیث رئیس جمهور امریکا در مورد آینده ناتو و نقش ایالات متحده در این سازمان و تهدید آن به خروج از آن در صورت عدم تحقق خواسته‎های ایالات متحده، باعث ایجاد نگرانی‌های عمیقی در میان کشور‎های اروپایی می‎شود. بسیاری از این کشور‎ها ناتو را به‌عنوان ستون اصلی امنیت جمعی خود می‌دانند و خروج یا کاهش نقش ایالات متحده می‌تواند به تضعیف این سازمان و افزایش تهدیدات امنیتی در کشور‎های غربی منجر شود. این تهدیدات شامل افزایش نفوذ روسیه در اروپا و کاهش توانایی ناتو در مقابله با قدرت‎های رقیب چون روسیه و چین می‎انجامد که دلالت به سوق جهان به سوی چند قطبی شدن دارد. نتائج احتمالی دیگر خروج یا کاهش نقش ایالات متحده از ناتو می‌تواند تأثیرات گسترده‎ای بر امنیت جهان داشته باشد، زیرا در سال‎های پسین ناتو به ابزاری برای گسترش نظامی غرب تبدیل شده است که با مداخلات یکجانبه این ائتلاف بحران هایی بزرگی مانند جنگ افغانستان و عراق را سبب شده است. از یک سو با خروج یا کاهش نقش ایالات متحد از ناتو ممکن است از تنش‎ها و تحریکات ژئوپولیتیکی در سراسر جهان کاسته شود، طوریکه در خاورمیانه این تحرکات به اوج رسیده است.  از سوی دیگر تضعیف ناتو فضایی دیپلماسی چند جانبه را فراهم نموده همچنان با خلق انگیزه تمرکز بر امنیت جمعی مستقل به توازن قوا در روابط بین المللی کمک می‎کند.

علاوه بر این، این امر ممکن است به افزایش نفوذ قدرت‌های رقیب مانند روسیه و چین در صحنه جهانی انجامد و تعادل قدرت در نظام بین‌المللی را به‌طور قابل توجهی تغییر دهد. در مجموع، اظهارات ترامپ درباره احتمال خروج از ناتو نه‌تنها چالش‌هایی را برای امنیت اروپا ایجاد می‎کند، بلکه به بازنگری در نقش ایالات متحده در نظام امنیتی جهانی نیز منجر شود. این بازنگری می‌تواند به تغییرات ساختاری در ناتو و ایجاد ائتلاف‌های جدید میان کشور‎های اروپایی انجامد که هدف آن‌ها تقویت امنیت جمعی و کاهش وابستگی به ایالات متحده است. در اخیر ناگفته نباید گذاشت، بعید نیست که ترامپ خروج یا کاهش نقش ایالات متحده از ناتو را من‎حیث گزینه‎ای فشار علیه قدرت‎های اروپایی انتخاب کرده، جهت تأمین اهداف مالی ایالات متحده از آن استفاده نماید، زیرا ناتو در طول تاریخ خویش همواره همگام با منافع امریکا در حرکت بوده است.

تأثیرات آن بر افغانستان

با توجه به موقعیت استراتژیکی و جیوپولیتکی افغانستان و حضور بیست ساله و ناکام ناتو در این کشور، می‎توان گفت: تضعیف ناتو که به کاهش نفوذ یکجانبه غرب به خصوص امریکا خواهد انجامید، می‎تواند فرصت‎های جدیدی برای افغانستان ایجاد کند تا این کشور بتواند با قدرت‎های منطقه‎ای مانند چین، روسیه، ایران و کشور‎های آسیای میانه روابط متوازنتری برقرار کند. همچنان ممکن است این کشور‎ها به دلیل منافع اقتصادی و امنیتی خویش به سرمایه گذاری در زیر ساخت‎ها و پروژه های اقتصادی کلان در این کشور تمایل بیشتری پیدا کنند. از یک سو تضعیف ناتو و عدم مداخلات غربی ممکن است باعث شود که افغانستان با تکیه بر دیپلماسی فعال و روابط غیر وابسته و شرکت در سازمان‎های منطقه‎ای چون سازمان همکاری شانگهای، جایگاه بهتری در معادلات منطقه‎ای پیدا کند. با آنکه افغانستان در کوتاه مدت در شرایط نگران کننده با چالش‎های بزرگ اقتصادی و بحران بشری مواجه است که  ممکن است باعث افزایش نفوذ بازیگران منطقه‎ای و دنبال اهداف استراتژیک آن‎ها در این کشور می‎شود؛  نیاز به کمک‎های بین المللی دارد.

نتیجه‌گیری

سیاست‌های مالی رئیس جمهور ترامپ در قبال ناتو، به‌ویژه درخواست از کشور‎های اروپایی برای تأمین سهم بیشتر در هزینه‌های دفاعی، اگرچه ممکن است موجب تقویت منابع مالی ناتو شده باشد، اما باعث بروز تنش‌های میان اعضای این ائتلاف و همچنین کاهش اعتماد کشور‎های اروپایی به ایالات متحده نیز گردیده است. با آنکه ممکن است این سیاست‎های به حیث آله فشار جهت منافع اقتصادی امریکا به کار گرفته شود، اما در دراز مدت می‎تواند در کنار تغییر نقش ایالات متحده در ناتو، باعث بازنگری تعریف روابط بین الملل و ساختار امنیت جهانی شود. زیرا تهدیدات مکرر ترامپ، کشور‎های اروپایی را وا خواهد داشت تا در مورد آینده این ائتلاف تجدید نظر نموده به دنبال تقویت استقلال دفاعی خود شوند. به طور کلی، ترامپ باعث می‎شود که ناتو به بازنگری در اولویت‌ها و استراتژی‌های خود پرداخته همچنان با چالش‌ها و سوالات بی‌پاسخ زیادی روبه‌رو شود.در نهایت خروج یا کاهش نقش ایالات متحده که به تضعیف یا حذف ناتو خواهد انجامید، به نفع جهان به خصوص جهان سوم است، زیرا ناتو به رهبری امریکا که به ابزاری گسترش نفوذ نظامی غرب و مداخلات یکجانبه آنها تبدیل شده است، چه بسا عامل خلق بحران در برخی کشور‎ها چون افغانستان و عراق گردیده است. بنابراین در صورت  تضعیف ناتو ممکن است از تنش‎های ژئوپولیتیکی کاسته شود و فضایی مناسب برای دیپلماسی چند جانبه فراهم شده، در درازمدت به توازن قوا در روابط بین الملل کمک کند.

منابع

[1] . NATO: What is Nato? , Link: https://www.nato.int/nato-welcome/index.html

[2]. NATO:Funding NATO, 19 Dec 2024, link: https://www.nato.int/cps/en/natohq/topics_67655.htm

[3] . The New York Times: Trump Want Europe to Defend itself. Here’s What it Would Take, 7 March 2025, Link: https://www.nytimes.com/2025/03/07/world/europe/europe-self-defense-trump.html

[4]. U.S. DEPARTMENT of STATE: U.S Security Cooperation with Ukraine, March 4 2025, Link: https://www.state.gov/bureau-of-political-military-affairs/releases/2025/01/u-s-security-cooperation-with-ukraine

[5]. China: EU trade relations with China, Link: https://policy.trade.ec.europa.eu/eu-trade-relationships-country-and-region/countries-and-regions/china_en

دونالد ترامپ و آینده ناتو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll to top